تصاویر زیباسازی نایت اسکین



صبحگاه:


فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !)

کجان؟

معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن

ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند...

سلام سارا جان

سلام نازنین، صبحت بخیر

عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر

سلام نرگس

سلام معصومه جان

ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی



...



صبحانه:

وا...اقای فرمانده، عسل ندارید؟

چرا کره بو میده؟

بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفغ میکنه

آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم


...



بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)


فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید

وا نه، لباسامون خاکی میشه ...

آره، تازه پاره هم میشه ...

وای وای خاک میره تو دهنمون ...


من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...


...



ناهار

این چیه؟ شوره

تازه، ادویه هم کم داره

فکر کنم سبزی اش نپخته باشه

من که نمی خورم، دل درد میگیرم

من هم همینطور چون جوش میزنم

فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!

بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟

برو خودت غذا درست کن

والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی کنم، حالا واسه تو..




چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد


...



بعد از ناهار

فرمانده: کجان اینا؟

معاون: رفتن حمام


فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد ، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه ها گم میشود...

هوووو....بی شعور

مگه خودت خواهر مادر نداری...

بی آبرو ******** بیرون...

وای نامحرم...

کثافت حمال...

(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!!)




...




بعد از ظهر

فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟

یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟

جوجه بدون برنج

رژیمی عزیزم؟

آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.



...




شب در آسایشگاه

یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟

فرمانده: بله بسیار زیاد!

خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم

فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:

وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو

راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو

فرمانده: بلندشید برید بخوابید!

همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند

فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟

واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.

آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده

فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.

سرباز: آخه گناه داره، طفلکی

مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا


تصاویر زیباسازی نایت اسکین



[ جمعه سی ام دی 1390 ] [ 21:13 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]










[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 20:58 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]




نتیجه آکـــــادمــــــی موسیقی لری در مسجد سلیمان:
برنده : جناب آقای مَندنی!!
بابک سعیدی گفت : مَندنی .....!! تو خوت ایدونی چه کنی.. خوت ایکاره ای...تو ساخته وابیدی سی مجلس و فاتحه خونی !!!
هومن خلعتبری : آقا جان!!!!! مو چند بار بگوم صداته ننداز منه اون سر گپت! آلبرده منه تمرین خو بهتر بیدی اما حالا ریدی !
خانوم گوگوش : ای مَندنیِ شیطون!!! ایسا بگو بینوم سی چه وسط صحنه با رها چوب بازی ایکنی ؟
مَندنی.....مو تا ایخوم یه کلمه بگوم اشک ایا منه تیام...هیچی نتروم بگوم...موفق وابوی
رها اعتمادی: و در آخر آقای مندنی برنده تشمال طلایی و 1000 دبه دوغ محلی!!!!





واقعا بدون شرحه !!




این جوجه تیغی کجا بوده





اره دیگه سنگ مزایایی بیشتری داره تا این گوشی





کاملا شبیه هم !!!! شک نکن نیشتم ببند




خدا جون کمکم کن امشب جیش نکنم




نظر یادت نرهــــــااا

[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 13:7 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]




اینم نتیجه خیانت بفرمــــــــــــــــــــا !!!!!





ماشالله جمله بندی 






چی بگم والله خوت ببین





کش و قوس خرکی





این دماغه یا اگزوز تریلی

[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 12:50 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]




ای دون صیغه  



طرز نشستن بعضی اقایون در تاکسی






ishhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhh

[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 22:22 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]



این جنه ؟؟ پریه؟؟ روحه؟؟ چیـــــــــــــــــــه؟؟؟؟





به به سلام لب شتری!!! نه لب الاغی حالم بهم خورد




خاله سوسکه ار آفریقا


تصاویر زیباسازی نایت اسکین

[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 10:56 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]

[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 3:18 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]



ماشالله تغییرو نگاه قدیما یه خشتک داشتن 2متر پارچه میبرد الان خشتکی وجود نداره

قدیما تا زیر سینشون شلوارو میکشیدن الان ببین کجاس !!!!



نظر یادتون نــــره

[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 11:23 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]




نام اصلی: آنجلینا جولی وویت

سال تولد: 4 ژوئن، 1977

محل تولد: کالیفرنیا، آمریکا

قد:171 cm

وزن:حدود 59 kg

همسر اول: جانی لی میلر

همسر دوم: بیلی باب تورنتون

 همسر فعلی: ویلیام بردلی پیت

جوایز: جایزه اسکار و جایزه گلدن گلاب : دختر از هم گسیخته (1999)


آنجلینا جولی 4 ژوئن سال 1977 در کالیفرنیا به دنیا آمد. او دختر جان وویت بازیگر قدیمی سینما است. او فعالیت هنری خود را در انستیتوی تئاتر لی استراسبرگ در سن 12 سالگی آغاز کرد. او در پنج فیلم دانش آموزی که همگی را برادرش جیمز کارگردانی کرده بازی کرده است. آنجلینا در ماه مه 1996 با جانی لی میلر ازدواج کرد و طلاق گرفت و سپس با بیلی باب تورنتون ازدواج کرد اما از او هم جدا شد. او بخاطر بازی در نقش یک دختر مبتلا به اسکیزوفرنی در فیلم دختر از هم گسیخته جایزه اسکار نقش دوم زن را دریافت کرد. آنجلینا جولی در فیلم لاراکرافت: مهاجم مقبره با پدرش، در فیلم سرقت در 6 ثانیه با نیکلاس کیج و در گناه اولیه با آنتونیو باندراس همبازی بوده است. آنجلینا پس از بازی در فیلم خانم و آقای اسمیت با نقش مقابلش یعنی براد پیت زندگی جدیدی را آغاز کرد و در سال 2006 سومین بچه اش را در آفریقا بدنیاآورد.البته دو فرزند اول او هم آفریقایی هستند که آنجلینا آنها را به فرزند خاندگی قبول کرده است و شاید به همین دلیل باشد که او به عنوان نماینده ویژه سازمان ملل در آفریقا برگزیده شده است.



[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 1:54 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]

thor

سوپر من

باربی

batman

hulk

spider man

توییتی




نظـــــــــــــــــــــــر یادتون نــــــــــــــــــــــره

[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 23:51 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]

  اینم از مجلس ختم، با کفش رفتیم با دمپایی برگشتیم!!


قبلاً برق میرفت بابامون فحش رو میکشید به اداره برق، الان برق میره خوشحال هم میشه!!


خانومه ناراحت توی تاکسی: به فاصله چند روز هم شوهرم بهم خیانت کرد هم دوست پسرم!!


طرف رفته خواستگاری، دختره بهش گفته شهید مورد علاقه شما کیه؟!!


واسه دوست دخترت شارژ می فرستی، بعد میگه تو بزنگ!!


واسه داداشمون رفتیم خواستگاری، ننه جون طرف در اومده میگه ۲۰۱۲ تا سکه مهریه به نیت المپیک لندن!!


میگه به خدا راست میگم. طرف میگه نه، اگه راست میگی بگو به جون مامانم!!


یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون!!


جشن میگیرن گوسفند میکشن، عزاداریه گوسفند میکشن، ماشین میخرن گوسفند میکشن، پسر اقدس خانوم رو ختنه میکنن گوسفند میکشن، بعد به گاوبازای اسپانیایی فحش میدن!!


برنامه احکام گذاشتن، ملت زنگ میزنن، یکی میگه من رکعت اول، توی رکوع یادم افتاد سجده نرفتم! حکمش چیه؟!!


سریال ستایش زنه به شوهرش میگه: باردارم! شوهره بجای اینکه بغلش کنه میره بیرون، رو به بقاله داد میزنه هووووراااا!!


طرف سوار اسب شده، عکسشو گذاشته فیس بوک، میگه اون بالاییه منم!!


رفتم سوپر مارکت میگم آقا کرم کارامل دارین؟ میگه کرم فقط ساویز داریم!!


سالای پیش جایزه بانک ملت یه منزل مسکونی بود، امسال شده ۶۰ لیتر بنزین، سال دیگه میشه یه شونه تخم مرغ، سال بعدشم دوتا تافتون یه بربری هم وسطش!!


غار علیصدر به قندیلاش معروفه، اونوقت ملت میرن قندیلاشو میکنن یادگاری میبرن با خودشون! یکی نیست بگه آخه با اون قندیل میخای چیکار کنی؟!!


رفتیم باغمون، دیدم جا نیست برای خودمون که بشینیم! اینجا ایران، گور بابات پی ام سی!!


  بغل دستیمون توی هواپیما از اول تا آخر به اسلام فحش میداد، وسطهای پرواز هواپیما یه تکون خورد، گفت «یا ابالفضل»!!


خبرنگار رفته تو یه روستا سوال میکنه با یارانه تون چیکار کردین؟ مرده میگه: قبض هامونو پرداخت کردیم، چندتا قسط دادیم، شهریه دانشگاه دخترمو دادیم، یه تراکتور هم خریدیم! تازه یه مقداری هم پس انداز کردیم!!


پسورد اینترنت وایرلسم رو عوض کردم، همسایمون زنگ زده میگه پسوردتو عوض کردی؟ میگم نه! میگه آخه قبلاً شماره موبایلت بود، الان هرچی میزنم کانکت نمیشم!!


رفتم شلوار جین بخرم، اولی رو پرو کردم یه کم تنگ بود. فروشنده گفت: یه دوبار بپوشی جا باز می‌کنه! دومی رو پوشیدم یه کم گشاد بود. فروشنده گفت: چیزی نیست یه دو بار آب بخوره تنگ میشه!!


رفیقم زنگ زده میگه ویسکی سراغ نداری؟ میگم برای چی میخوای؟ میگه بابام امشب از کربلا میاد کلی مهمون داریم!!

[ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 20:18 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]

 

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است

“… عشق با شناسنامه بی‌ارتباط نیست و گذر فصل‌ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد. اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌کند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست…”

    · وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

    · دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند

[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 20:22 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]


روی لینک زیر کلیک کنید

http://www.blogoscoped.com/files/stripes.html

در صفحه ای که باز میشه ، کرکره سياه رنگو روی طرح ، آروم به سمت چپ بكشيد و نتیجه رو مشاهده کنید.

************************
در لینک زیر تابلویی از بزرگان تاریخ خواهید دید که با حرکت ماوس روی هر شخص ، نامش را خواهید دید و با کلیک بر روی آن ، صفحه مربوط به شخص مورد نظر ، در سایت ویکی پدیا نمایش داده میشود.

http://cliptank.com/PeopleofInfluencePainting.htm

روی لینک زیر کلیک کن و بعد یک اسم ( خودت) را به انگلیسی بنویس و روی کـَندو کلیک کن
http://flashfunpages.com/bees2.swf

***********************

در لینک زیر می توانید نوشته روی تابلوی معروف انیشتین را به متن دلخواهتان تغییر دهید.

[تصویر: amin.jpg]

http://www.hetemeel.com/einsteinform.php


[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 23:0 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]

زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر روانشناس میره ..
دکتر می پرسه : چه اتفاقی افتاده؟

خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم عصبانی و ناراحت میاد خونه، منو زیر مشت و لگد له می کنه و عصبانیتش رو سر من خالی می کنه !!!
دکتر گفت: خب دوای دردت پیش منه : هر وقت شوهرت عصبانی و ناراحت اومد خونه، یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده.
دو هفته بعد،اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت !!!
خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم عصبانی و ناراحت اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت!!!
دکتر گفت: میبینی؟! اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا خود به خود حل میشن !



خودم واقعا موافقم البته واسه بعضیا

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 22:50 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]


پسر بودن یعنی چه؟

پسر بودن یعنی برو چند تا نون بخر

پسر بودن یعنی هی شماره دادن و هی منتظر زنگ بودن

پسر بودن یعنی بد و بیراه گفتن به دخترایی که تحویلشون نمی گیرن

پسر بودن یعنی كادو خریدن برای جی اف

پسر بودن یعنی تا کی مفت خوری می كنی

پسر بودن یعنی پس كی دفترچه آماده به خدمت می گیری

پسر بودن یعنی به زور سیكل داشتن

پسر بودن یعنی بابا پس كی میری برام خاستگاری

پسر بودن یعنی مثل خر حمالی كردن

پسر بودن یعنی جوراباتو در بیار حالم به هم خورد

پسر بودن یعنی چرا كار نمیكنی ... جون بكن دیگه

پسر بودن یعنی ببخشین ماشین و خونه هم دارین كه ...

پسر بودن یعنی همه مواقع مرد خونه هستی، حتی موقع دزد اومدن

پسربودن یعنی عمراً عزیز دل بابا باشی

پسر بودن یعنی در اول جوونی سربازی در انتظارته

پسربودن یعنی هرروز یک شکست عشقی خوردن

پسر بودن یعنی همه میرن مسافرت و تو باید بمونی و خونه رو بپایی

و اما پسر بودن یعنی هزار بدبختی دیگه...

[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 22:45 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]

تصاویر زیباسازی نایت اسکین


چرا همه چی به نفع آقایان است!!!

اگر مرد زن نگیرد عاقل است ولی اگر زنی شوهر نکند ، «بیخ ریش پدرش مانده» است.

اگر مرد شب ها تا صبح بیرون از منزل بماند، «مهمانی» بوده است ولی اگر زن بعد از غروب آفتاب به منزل بیاد «ددر» رفته بوده.

اگر مرد با خشونت صحبت کند «لحن مردانه» دارد و اگر زن با خشونت حرف بزند «بی ادب » است.

اگر مرد سهل انگار باشد «جوانمرد» است ولی اگر زن بردبار و با گذشت باشد «بی عرضه و شلخته» است.

اگر مرد ساعت ها با کسی در گوشی صحبت کند «کسب اخبار» است و اگر زنی همان قدر حرف بزند «پرگو» است.

اگر مرد در حضور دیگران به زنش محبت کند «مهربان و وفادار» است ولی اگر زن اینکار را انجام دهد «بی حیا» است.

اگر مرد پر خور باشد «خوش اشتها» است ولی اگر زن پر خور باشد «شکمو» است.

اگر مرد چهل سال داشته باشد «جوان» است و اول چلچلیش ولی اگر زنی سی و پنج سال بیشتر داشته باشد «مسن» است

اگر مرد خراّج باشد «دست و دل باز است» و اگر زنی خراّج از آب در بیاید «خانه خراب کن» است.

اگر مرد خسیس باشد «مقتصد و صرفه جو» است و اگر زن بخیل باشد «گدا» است.

اگر مرد موهایش سفید شده باشد «پخته و موقر» است ولی اگر زن موهایش قدری خاکستری باشد «پیرزن» است.

اگر مرد کم حرف باشد «متین و سنگین» است ولی اگر زن کم حرف بزند «از خود راضی و اخمو» است.

[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 22:40 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]

      


bedOne sharh dg





voyyyyyyyyyyyyyy namardaaaaa bekeshinam bala





sook sokkk


va hala che mikone in maryam nane looooool

[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 22:31 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]

من همیشه به کچل‌ها حسادت می‌کردم. بعد از خواندن این خبر، یک دلیل دیگر به دلایلم برای حسادت اضافه شد…

خبر: «موها زمان سکته را می‌دانند،‌ چون تحقیقات نشان می‌دهد موها می‌توانند تاریخچه‌ای از استرس‌های شخص را در خود ذخیره کنند.»

من همیشه به کچل‌ها حسادت می‌کردم. بعد از خواندن این خبر، یک دلیل دیگر به دلایلم برای حسادت اضافه شد.

۱- کچل‌ها زودتر از همه متوجه شروع بارش باران می‌شوند.

۲- کچل‌ها می‌توانند با خیال راحت شیشه اتومبیل را پایین بکشند و از جریان هوا لذت ببرند.

۳- آنها به راحتی می‌توانند برای رفتن به مهمترین مهمانی‌ها هم از موتورسیکلت استفاده کنند.

۴- مودارها اگر عرق بکنند، باید بروند حمام و کلی موهایشان را با شامپو چنگ بزنند تا چربی و عرق از پوست سرشان پاک شود ولی کچل‌ها با یک دستمال کاغذی مشکل را حل می‌کنند.

۵- کچل‌ها غصه‌هایشان کمتر است و مثل بقیه هر روز نگرانی ریزش موهایشان را ندارند.

۶- و بالاخره اینکه کچل‌ها استرس‌هایشان ذخیره نمی‌شود.


تصاویر زیباسازی نایت اسکین

[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 22:29 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]

1 - فرق بلال با خیار چیه ؟

 

۲_  چطوری امکان داره که ۴ نفر زیر چتر برن ولی هیچ کدوم خیس نشن ؟

 

۳_  یکی بوده خونشون طبقه ی هشتم یه آپارتمون بوده صبح ها که میرفته سر کار با آسانسور می رفته پایین ولی شب ها که برمیگشته از پله ها می رفته. آخه چرا؟

 

۴_  یه بنا خونه می سازه یه دونه آجر اضافه می آره،چیکارش می کنه؟


 

۵_  اگه یه فیل لباس خواب صورتی بپوشه بهش چی میگن؟

 

۶ _ اگه یه فیل لباس خواب آبی بپوشه بهش چی میگن؟

 

۷_  یه فیل بره تو استخر چه جوری بیرون میاد؟

 

۸_  چهار  تا فیل سوار پیکانن. توی راه  ۴ تا از دوستاشون رومیبینن. باید چه جوری سوارشون کنن؟

 

۹_  الف- یه فیل چه جوری میره بالای درخت؟
ب- اگه یه فیل بره بالای درخت چی میشه؟
ج-اگه دو تا فیل برن بالای درخت چی میشه؟
د-اگه سه تا فیل برن بالای درخت چی میشه؟

 

۱۰_  یه نفر زیر یه درخت نشسته بوده که یه برگ میوفته رو سرش ولی درجا میمیره. چرا؟

 

۱۱_ با چند حرکت میشه یه زرافه رو داخل یخچال جا داد؟!

 

۱۲_  یه فیلو تو چند مرحله میزارن تو یخچال؟

 

                                                          جوابها در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 22:27 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]


رفتم دستشویی پارک. تا تو دستشویی نشستم از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت:

سلام حالت خوبه؟

من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم:

حالم خیلی خیلی توپه.

بعدش اون آقاهه پرسید:

خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟

با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم، برای همین گفتم؛

اُه من هم مثل خودت فقط داشتم از این جا رد می شدم…

وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور می شه، به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم:

من می‌تونم بیام طرفای تو؟

آره سؤال یه کمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم:

نه، الآن یه کم سرم شلوغه!

یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت:
ببین، من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی از دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب می ده!

[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 22:17 ] [ ̶̶j̶̶o̶̶0̶̶o̶̶n̶̶z̶̶ ]

[ ]